/max.js"> ارزوهای دست نیافتنی

ارزوهای دست نیافتنی

همیشه بزرگ ترین ارزوها دست نیافتنی ترهستند

الا همدم مرا رنجور کردی

زخمای دیل مره ناسور کردی

به قلبم زهرِ جدایی ره کاشتی

دیده رَ از آوی دیده کور کردی

***********

ننگ تو دروغ

ده بینِ عاشقا نامی تو بودی

امو وادای رنگارنگ تو دروغ

هيچ گاه چشمهايی را که عاشقانه میپرستم نديدم اما ميدانم چشمهايش به مهربانی دريا و به وسعت دشت شقايق است و اين برای من کافی است که بدانم عمق چشمانش به ژرفای اقيانوس است و مثل دشت آرام است. من رنگ چشمانش را برای چه ميخواهم بدانم وقتی نگاهش پر از عشق است وقتی در عميقترين نقطه چشمانش می شود دريا را پيدا کرد و در ساحل چشمانش به آرامش رسيد. رنگ چشمش مهم نيست وقتی در کنارش به آرامش خيال ميرسی و ميخواهی تمام دنيا در يک لحظه نگاه او تمام شود. هيچ چيز مهم نيست وقتی ايثار و عشق در نگاه او معنا پيدا کند. يک نگاه برايت تمام دنيا ميشود. باور ميکنی؟

+نوشته شده در شنبه یکم مرداد 1390ساعت0:0توسط aida | |

به گل گفتم: "عشق چیست؟" گفت: "از من خوشگل تر است..."


به پروانه گفتم: "عشق چیست؟" گفت: "از من زیبا تر است..."


به شمع گفتم: "عشق چیست؟" گفت: "از من سوزان تر است..."


به عشق گفتم: "آخر تو چیستی؟" گفت: "نگاهی بیش نیستم

+نوشته شده در سه شنبه پانزدهم شهریور 1390ساعت17:16توسط aida | |

وجود یخ زده ام را به دستان گرم تو می سپارم
شاید این گرمای عشقت،بتواند احساسات خفته ام را بیدار کند
برایم نجواهای دلنشین فرشتگان را زمزمه کن
با شنیدن صدایت تمام صداهای دنیا را فراموش خواهم کرد
و وقتی باد عطر گیسوانت را به مشامم می رساند مست تو می شوم
تو که از هر زیبایی توصیف ناشدنی ای زیباتری..!

+نوشته شده در سه شنبه پانزدهم شهریور 1390ساعت17:13توسط aida | |

نوازشم کن . . . !! نترس . . !!

تنهایی واگیر ندارد . . .

آنقدر مرده ام که هیچ چیز نمی تواند مردنم را ثابت کند

و آنقدر از این دنیا سیرم که روز مرگم را جشن می گیرم

و اگر این دنیا را دوست داشتم روز تولدم نمی گریستم . . !!                                                                  

دل من باز گریست

قلب من بازترک خورد و شکست

باز هنگام سفر بود

و من از چشمانت می خواندم

که به آسانی ازاین شهر سفر خواهی کرد

و از این عشق گذر خواهی کرد

و نخواهی فهمید

بی تو این باغ پر از پائیز است . . .

( انتظار

را توی پرانتز باز می نویسم ،

می دانم که می آیی ...

.

.

.

شانه هایم غنی شده اند،

با سرانگشتان پر مهر تو !

زیر بار غم های عالم هم نمی لرزند...

.

.

. 

دلم مرده است ،

شعرهایم را تشریح کنید !

.

.

. 

موهای ژولیده ی دخترکان خونین ،

بدن های آتش گرفته ی کودکان معصوم ،

نگاه های مبهوت مادران فرزند مرده...

این ها هستند راز قدرتمندی مردان بزرگ !

.

.

. 

برای خودمان زنگوله ای خریدیم ،

و بر گردنمان آویختیم ...

شاید متمدن شویم !

.

.

. 

اگر خیلی مهربان بشود ،

تا می زند...

ولی اغلب مچاله میکند آدم را ،

روزگار !

.

.

. 

نگاهم زبان آلود شد ، این را تو خوب فهمیدی ...

دستت غضب آلود شد ، این را نفهمیدم ...

شهر پر از ولوله ،

دیوارها مملو از اعلامیه...

نگاهم هنوز حرف داشت ،

دستت اما نه !!!

.

.

. 

می آورد آیا قاصــدکی ،

ســــلام تو را ...؟

 . 

.

 نوشته شده توسط دوست عزیزم فاطمه

+نوشته شده در شنبه پانزدهم مرداد 1390ساعت21:0توسط aida | |

انتظار ...

کلمه ای غریب است ...

کلمه ای که روزها یا شاید ماههاست که با آن خو گرفته ام ... 

که چه سخت است انتظار ...

هر صبح، طلوعی دیگر است بر انتظار فرداهای من ... تنها در انتظار تو خواهم ماند ...

اینکه چرا نوشتم در برگ تنهاییم برای تو، نمی دانم ؟؟؟

شاید که روزی بخوانند بر تو، عشق مرا ... می دانم روزی خواهد آمد ...

روزی خواهد آمد که گریان نمی مانم ...

خندانم برای ورودت، ای عشق ...

وقتی به یادت می افتم ... به یاد خاطراتت ... اشعارت را مرور می کنم ...

 یک بار نه ... بلکه صدها بار، وجودم را سراسر عشق فرا می گیرد ...

و اشک شوق بر گونه هایم روانه می شود ...

فقط  می گویم " همیشه در قلب منی " ...

می دانم که باز خواهی گشت ... می دانم ...

به یاد لحظه های خوش انتظار و تنهایی ...

به یاد تو ...

+نوشته شده در شنبه هشتم مرداد 1390ساعت22:5توسط aida | |

اشک بریز گریه کن اری اینان تسکین قلب شکسته تو هستند   بگزارتا اشک هایت جاری شوند تا شاید قلبت ارام بگیرد ودیگر برای کسی که ترکت کرده خود را به سینه نکوبد  این راهی است تا فکرکنی او رهگذری بود که ارام امد و بی صدا رفت  ولی با این حال مراقب چشمانت باش زیرا انان با ارزش تر از ان رهگذر بی صدا هستندعشق ایستادن زیر باران و خیس شدن نیست  عشق ان است که یکی برای دیگری چتر شود و دیگری هرگز نفهمد چرا خیس نشده

+نوشته شده در شنبه یکم مرداد 1390ساعت15:1توسط aida | |

بیا قلب هایمان را به هم گره زنیم تا هیچ گاه یکدیگر را ترک نکنیم

+نوشته شده در شنبه یکم مرداد 1390ساعت13:21توسط aida | |

ازکسانیکه از من مـــــــــــتنفرند سپاسگزارم. ، آنها مرا قویتر میکنند
از کسانیکه مرا دوســـــــــــــــــــــت دارند ممنونم،آنان قلب مرا بزرگتر میکنند.
ازکسانیکه مرا ترک میکنند متشـــــــــــــکرم،آنان بمن می آموزند که هیچ چیز تا ابد ماندنی نیست .
از کسانیکه با من مـــــیمانند سپاسگزارم، آنان بمن معنای دوست واقعی را نشان میدهند
در همان لحظه اول كه تو را ديدم عاشقت شدم ، عاشق آن چهره ماهت شدم

عاشق آن چشمهاي زيبايت شدم ، عاشق آن قلب تنهايت شدم  عاشق ان غرور بی جایت شدم

درهمان لحظه بياد ماندني دلم به دست و پايم افتاده بود كه بيايم با تو درد و دل كنم

مي خواهم بگويم دوستت دارم ، عاشقت هستم
    برای ان کس که نمی داند و هرگز نخواهد فهمید که من عاشقشم 

+نوشته شده در پنجشنبه سی ام تیر 1390ساعت22:42توسط aida | |

عشق را بامن تجربه کن فقط بامن چون دستان سردم در انتظار دستان گرم توست   تو که باشکستن قلبم مرا از بین بردی اما این قلب شکسته بازهم تو را می خواهد   بیا عشق من   بیا تا با وجودت دوباره زنده شوم  اگر با تو باشم دیگر هرگز ارزوی مرگ نخواهم کرد 

+نوشته شده در پنجشنبه سی ام تیر 1390ساعت21:54توسط aida | |


پرنده وقتی روی شاخه می نشیند

و وقتی شاخه ها می لرزد مطمئن است

که بال و پر دارد پس به آوازش ادامه می دهد....

 

کاش می شد در نگاهت همچو اشکی جا بگیرم

یا نیفتم از نگاهت یا اگر افتم بمیرم.....


در میان مشکلات گاهی سکوت کن......

شاید خدا حرفی برای گفتن داشته باشد.....!

 


 

در چشمان کسی که پرواز را نمی فهمد

هر چه بیشتر اوج بگیری کوچکتر خواهی شد....

 


 

از دیروز به دنبالت دویدم

و به امید دیدارت به امروز رسیدم

ولی افسوس........!

افسوس که تو به فرداها سفر کردی...

 






دلبسته به سکه های قلک بودیم

دنبال بهانه های کوچک بودیم

رویای بزرگ تر شدن خوب نبود

ای کاش تمام عمر کودک بودیم...

 

 

روزی اگر نبودم یک آرزویم را بر آورده کن و زیر لب بگو:

یادش بخیر...!

 

 


 

مهربانی را بیا قسمت کنیم

من یقین دارم به ما هم می رسد

آدمی گر ایستد بر بام عشق

دستهایش تا خدا هم می رسد...

+نوشته شده در پنجشنبه سی ام تیر 1390ساعت21:13توسط aida | |